سربازی

سوتی دوران خدمت داداشم:
یه شب تو آسایشگاه که وقت خواب شده بود یکی از بچه ها بلند گوزید که همین باعث شد بین بچه ها کل گوزیدن بیوفته. بعد از چند دیقه که همه خودشونو خوب خالی کردن یکی از بچه ها بلند شد و با حالت گریه به طرف بیرون رفت.! ازش پرسیدم چی شده کجا داری میری؟گفت: خدا بگم چیکارتون کنه اومدم بگوزم رییییدم!

دوست دادشم


اعتراف می کنمیه بار یه فامیلمون از انگلیس اومده بود و یه خورده شکلات با یه خمیر دندونه گنده. منم زود

خمیردندون گنده سوغاتی آورده بود رو برداشتم. خلاصه یه 6 ماهی مسواک می زدم با بدبختی آخه هم تلخ بود هم

تند تا اینکه یه روز رفتم یه لوازم آرایشی برای مامانم رنگ مو بخرم دیدم!!!! از این خمیر دوندن اینجا هم داره با کلی

کلاس از فروشنده پرسیدم آقا این خمیر دندنه چند؟ فروشنده هم گفت آقا این خمیر ریشه تازه فهمیدم چرا بعد از

مسواک اونقدر دل پیچه می گرفتم.



اعتراف می کنم .........



اعتراف میکنم ...

چهار سال پیش باید آندوسکوپی میکردم. از یه لوله باد میفرستن تو باسن مبارک

 که راحت دیده شه.

دکتره نمیدونم چی بود داستان که باد خالی نکرد. یه تاکسی گرفتم برم خونه.

وسطا راه دیگه داغون فشار آورده بود از دستم در رفت گوزیدم.

منم دیگه دیدم آبروم رفته دلدرد شدیدم دارم از فشار باد، هر چی بود دادم.

انقدم فشارش زیاد بود کل ماشین رفته بود رو ویبره.

راننده لامصب جاده رو ول کرده بود نعره میزد یا امام هشتم...یا حسین.

یه پیرمرده هم داد میزد حواست به جلو باشه.

راننده فهمید من گوزیدم زد بقل گفت یابوو گم شو پایین فک کردم آمریکا حمله کرده